

من و یک لحظه جدائی !؟
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
گوئیا زلزله آمد
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بز من
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل ، به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم
هما میر افشار**
عناوین یادداشتهای وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز : 21
بازدید دیروز : 9
کل بازدید : 125284
کل یاداشته ها : 65
بازدید دیروز : 9
کل بازدید : 125284
کل یاداشته ها : 65
عاشق آسمونی
BABI 1992
یادداشتها و برداشتها
.: شهر عشق :.
ناز آهو
پنجره چهارمی ها
انجمن علوم مهندسی پلیمر و شیمی ایران
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
دوزخیان زمین
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
کشکول
عاشق ورزشم ورزشی مینویسم
باران
صدفی برای مروارید
عشق اول عشق آخر
بازی دل
در تمنای وصال
دنیای واقعی
کسب درآمد از اینترنت
قلم من توتم من است . . .
نـو ر و ز
هستم
سوز و گداز
وفا
عاشق تنها
توپ
یا ضامن آهو
kaveh
موسیقی